Toggle stanza 1
تا معتکف راه خرابات نگردی
1

تا معتکف راه خرابات نگردی

شایستهٔ ارباب کرامات نگردی

2

از بند علایق نشود نفس تو آزاد

تا بندهٔ رندان خرابات نگردی

3

در راه حقیقت نشوی قبلهٔ احرار

تا قدوهٔ اصحاب لباسات نگردی

4

تا خدمت رندان نگزینی به دل و جان

شایستهٔ سکان سماوات نگردی

5

تا در صف اول نشوی فاتحهٔ «قل»

اندر صف ثانی چو تحیات نگردی

6

شه پیل نبینی به مراد دل معشوق

تا در کف عشق شه او مات نگردی

7

تا نیست نگردی چو سنایی ز علایق

نزد فضلا عین مباهات نگردی

8

محکم نشود دست تو در دامن تحقیق

تا سوخته راه ملامات نگردی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور