Toggle stanza 1
ای مونسِ جانِ من، خیال تو
1

ای مونسِ جانِ من، خیال تو

خوش‌تر ز جهان جان وصال تو

2

جان‌های مقدس خردمندان

سرگشته به پیش زلف و خال تو

3

کس نیست به بیدلی نظیر من

چون نیست به دلبری همال تو

4

گر صورت عشق و حسن کس بیند

آن مثل من است با خیال تو

5

لیکن چه کنم چو آیدم خوش‌تر

از حال جهان همه محال تو؟

6

هر چند همیشه تنگدل باشم

از تیر دو چشم بد‌سگال تو

7

خرسند شوم چو گویی‌ام یک ره

«ای خسته! چگونه بود حال تو‌؟»

8

هستم به جوال عشوه‌ات دائم

وآن کیست که نیست در جوال تو‌؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور