Toggle stanza 1
ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
1

ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده

بازخر ما را زمانی زین غمان بیهده

2

جام جمشیدی بیار از بهر این آزادگان

درد می درده برای درد این محنت زده

3

درد صافی درده ای ساقی درین مجلس همی

تا زمانی می خوریم آسوده دل در میکده

4

محتسب را گو ترا با مست کوی ما چکار

می چه خواهی ای جوان زین عاشقان دل زده

5

می‌ندانی کادم از کتم عدم سوی وجود

از برای مهربازان خرابات آمده

6

تا ترا روشن شود در کافری در ثمین

بت پرستی پیشه گیر اندر میان بتکده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور