غزل شمارهٔ 360
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1ای کعبهٔ من در سرای تو
11
ای کعبهٔ من در سرای تو
جان و تن و دل مرا برای تو
22
بوسم همه روز خاک پایت را
محراب منست خاک پای تو
33
چشم من و روی دلفریب تو
دست من و زلف دلربای تو
44
مشکست هزار نافهٔ بترویا
در حلقهٔ زلف مشکسای تو
55
دل هست سزای خدمت عشقت
هر چند که من نیَم سزای تو
66
بیگانه شدستم از همه عالم
تا هست دل من آشنای تو
77
چندان که جفا کنی روا دارم
بر دیده و دل کشم جفای تو
88
در عشق تو از جفا نپرهیزد
آن دل که شدهست مبتلای تو
99
ای جان جهان مکن به جای من
آن بد که نکردهام به جای تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

