غزل شمارهٔ 662

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ستیما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
رسیده است به معراج اوج پستی ما
1
رسیده است به معراج اوج پستی ما
هزار پایه کم از نیستی است هستی ما
2
به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم
گرفت روی زمین را صنم پرستی ما
3
نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است
نفس چگونه برآرد چراغ هستی ما؟
4
به گوش، خنده مینای می گران آید
ز بس که هست سبکروح، خواب مستی ما
5
غذای روح به تن می دهیم از غفلت
به خویش خاک ببالد ز تن پرستی ما
6
غنیمت است دمی آب خوش درین عالم
به ذوق آب خمارست می پرستی ما
7
شبی که سایه کند می به جام ما صائب
سیاه روز نگردد چراغ هستی ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور