Toggle stanza 1
ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم
1

ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم

چه گستاخم که خون شبنم از خورشید می خواهم

2

به صد لب چون نخندد بخت بر امید نایابم؟

نبات از سرو می جویم، ثمر از بید می خواهم

3

چو شبنم صاف از قید تعلق کرده ام خود را

همین روی دلی از پرتو خورشید می خواهم

4

به من تکلیف آب زندگی کردن، بود کشتن

ترا ای خضر در قید جهان جاوید می خواهم

5

سرو برگ شکفتن نیست همچون غنچه ام صائب

دلی از واشدن پیکان صفت نومید می خواهم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور