Toggle stanza 1
روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام
1

روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام

نقش مراد از آینه گل ندیده ام

2

آن صید تشنه ام که درین دشت آتشین

آبی بغیر تیغ تغافل ندیده ام

3

در باغ اگر چه چشم چو شبنم گشوده ام

از شرم عندلیب رخ گل ندیده ام

4

زان زنده مانده ام که هنوز از حجاب عشق

رخسار یار را به تأمل ندیده ام

5

مرد مصاف در همه جا یافت می شود

در هیچ عرصه مرد تحمل ندیده ام

6

با خصم در مقام تلافی ازان نیم

کز تیغ انتقام تعلل ندیده ام

7

قانع به بوی پیرهن از وصل گل شده است

عاشق به سیر چشمی بلبل ندیده ام

8

دوری ز یار صائب و خامش نشسته ای

عاشق به این شکیب و تحمل ندیده ام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور