غزل شمارهٔ 6074
Toggle stanza 1سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
11
سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
رخنه در بنیاد کوه بیستون زین تیشه کن
22
بگسل از طول امل سررشته پیوند دل
میوه نخل حیات خویش را بی ریشه کن
33
چون بود معشوق شیرین، جان شیرین قحط نیست
نقد جان چون کوهکن نقل دهان تیشه کن
44
با پری در شیشه کردن دیو را انصاف نیست
عقل را واکن ز سر در کار عشق اندیشه کن
55
بوی این می خرمن عقل را بر باد داد
آنچه کردی در قدح ساقی دگر در شیشه کن
66
بوته خاری است صائب چرخ از صحرای عشق
گر نداری زهره شیران گذر زین بیشه کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

