Toggle stanza 1
سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن
1

سر به پیش انداختن از بردباری پیشه کن

رخنه در بنیاد کوه بیستون زین تیشه کن

2

بگسل از طول امل سررشته پیوند دل

میوه نخل حیات خویش را بی ریشه کن

3

چون بود معشوق شیرین، جان شیرین قحط نیست

نقد جان چون کوهکن نقل دهان تیشه کن

4

با پری در شیشه کردن دیو را انصاف نیست

عقل را واکن ز سر در کار عشق اندیشه کن

5

بوی این می خرمن عقل را بر باد داد

آنچه کردی در قدح ساقی دگر در شیشه کن

6

بوته خاری است صائب چرخ از صحرای عشق

گر نداری زهره شیران گذر زین بیشه کن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…