Toggle stanza 1
نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر
1

نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر

در شوره زار موج سراب است بیشتر

2

درعالمی که خرج تماشا شود نگاه

در چشم باز، پرده خواب است بیشتر

3

آتش دل از فغان به نیستان تهی کند

در مغز پوچ شور شراب است بیشتر

4

نقصان درین بساط بود خوشتر از کمال

بدر از هلال پا به رکاب است بیشتر

5

از دل، غرض گداختن و آب گشتن است

گلهای باغ خرج گلاب است بیشتر

6

کام زمانه پرده ناکامی دل است

این آبها نقاب سراب است بیشتر

7

محرم ترست آتش جانسوز عشق را

هر سینه ای که داغ و کباب است بیشتر

8

زین آبها که درگره سخت گوهرست

امید من به موج سراب است بیشتر

9

افزود از دمیدن خط پیچ و تاب زلف

بیم ستمگران ز حساب است بیشتر

10

صائب به وصل گنج گهر زود می رسد

از عشق هردلی که خراب است بیشتر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور