غزل شمارهٔ 3651
Toggle stanza 1حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
11
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
عشق پیراهن یکرنگ وفا می پوشید
22
بال پروانه اگر پاس ادب را می داشت
شمع پیراهن فانوس چرا می پوشید؟
33
یاد آن قرب که آن شعله بی پروایی
به صلاح من یکرنگ، قبا می پوشید
44
چه شد آن لطف که گر برگ گلی می جنبید
زلف دامن به چراغ دل ما می پوشید
55
این زمان دست زد بوسه هر بوالهوس است
پشت دستی که رخ از رنگ حنا می پوشید
66
صائب امروز چو گل مست و گریبان چاک است
غنچه من که رخ از باد صبا می پوشید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

