Toggle stanza 1
دمید صبح، هوای شراب باید کرد
1

دمید صبح، هوای شراب باید کرد

سری برون ز گریبان خواب باید کرد

2

ز هر نسیم نگردد چو غنچه خندان دل

نفس ز سینه صبح انتخاب باید کرد

3

برای کسب هوا، گرچه یک نفس باشد

سری ز بحر برون چون حباب باید کرد

4

ز باده شفقی، رنگ ماهتابی را

جهان فروزتر از آفتاب باید کرد

5

چو گل گلاب شود ایمن از خزان گردد

به آه گرم دل خویش آب باید کرد

6

میان شبنم و گل نیست پرده ای در کار

چرا ز چشم تر ما حجاب باید کرد؟

7

به آه سرد شود هرچه صرف چون دم صبح

ز عمر خویش همان را حساب باید کرد

8

چو مو سفید شد استادگی گرانجانی است

سفر به روشنی ماهتاب باید کرد

9

چو نافه صائب اگر خون کنند در جگرت

به کیمیای رضا مشک ناب باید کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور