غزل شمارهٔ 77

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: وشرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را
1
پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را
از دبستان بر‌میاور طفلِ بازیگوش را
2
مور بر خوانِ سلیمان خونِ خود را می‌خورد
خرمنِ گل مایهٔ حسرت بود آغوش را
3
نیست بر بالای دستِ خاکساری هیچ دست
خشتِ خُم می‌نوشد اول، بادهٔ سرجوش را
4
باغبان گل را کند سیراب از بهرِ گلاب
ساقی از می بهر‌بردن می‌فزاید هوش را
5
جز پشیمانی سخن‌چینی ندارد حاصلی
حلقهٔ بیرونِ در کُن در مجالس گوش را
6
مستی و مخموری عالم به هم آمیخته است
دور‌باش! نیش در دنبال باشد نوش را
7
این زمان در زیرِ بارِ کوهِ منت می‌روم
من که می‌دزدیدم از دستِ نوازش دوش را
8
گِردِ آن چاهِ زنخدان در زمانِ خط مگرد
بیشتر باشد خطر از چاه ها خس‌پوش را
9
بر سرِ بی مغز، صائب کسوتِ پشمین منه
از سرِ خوانِ تهی بردار این سرپوش را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور