غزل شمارهٔ 476

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اکانجا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
1
من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
کوزه شهد شود حنظل افلاک آنجا
2
در خرابات چه حاجت به مناجات من است
دست برداشته دایم به دعا تاک آنجا
3
در محبت لب خشک و مژه تر باب است
هیزم تر نفروشند ز مسواک آنجا
4
باد در دست برون می روم از صحرایی
که بود برق، شکار خس و خاشاک آنجا
5
در بهشتی غم او در جگرم خار شکست
که نیابند به درمان دل غمناک آنجا
6
نفسم تنگ شد از باغ خوشا کنج قفس
که در فیض گشوده است ز هر چاک آنجا
7
سفری با نفس سوخته دارم در پیش
که حساب نفس صبح شود پاک آنجا
8
صائب از کوی خرابات به جایی نرود
دختری خواسته از سلسله تاک آنجا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور