غزل شمارهٔ 4711
Toggle stanza 1ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
11
ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
پاس شکوه عشق و محبت نگاه دار
22
از دست و پا زدن نرود کار عشق پیش
بی دست باش و دامن فرصت نگاه دار
33
صرف حضور قلب مکن درتلاش رزق
این نقد رابرای عبادت نگاه دار
44
تا دانه خاک خوردنگردد نمی دمد
یک چند، پا به دامن عزلت نگاه دار
55
زنهار درلباس شکایت مکن ز فقر
چون آب خضر پرده ظلمت نگاه دار
66
رنج زیادتی مکش از بهر آب و نان
تا ممکن است عزت قسمت نگاه دار
77
خواهی که در خزان نشوی بینوا چو سرو
در نوبهار دست سخاوت نگاه دار
88
عیسی به اوج چرخ به همت رسیده است
با هر دو دست دامن همت نگاه دار
99
این آبگینه ای است که صیقل پذیر نیست
ناخن ز داغ اهل سلامت نگاه دار
1010
کشتی هزار شمع به دامن فشاندنی
یک شمع را به دست حمایت نگاه دار
1111
زان پیشتر که خار ملامت ز پاکشی
ای گل ز خار دامن صحبت نگاه دار
1212
بی پرده رو به عرصه روز جزا منه
خود را زچشم شور قیامت نگاه دار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

