Toggle stanza 1
عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
1

عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند

روشنایی جای خود در خانه خالی می کند

2

در دل هر کس که مهمان می شود عشق فضول

خانه را اول ز صاحب خانه خالی می کند

3

عشق بر می دارد از دل بار کلفت حسن را

دامن اطفال را دیوانه خالی می کند

4

گریه بر خاک شهید خویش کردن عار نیست

شمع دل بر تربت پروانه خالی می کند

5

گر نباشد زهر چشم آن نگاه آشنا

خانه دل را که از بیگانه خالی می کند؟

6

در هوای آن لب میگون، لب مخمور من

هر نفس آغوش چون پیمانه خالی می کند

7

بر سریر خم مربع می نشیند همچو خشت

هر که قالب را درین میخانه خالی می کند

8

گریه خواهد کرد صائب محرم بزمش مرا

سیل جای خویش در کاشانه خالی می کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور