Toggle stanza 1
آتش عشق تو چون زبانه برآرد
1

آتش عشق تو چون زبانه برآرد

از دل سنگ آه عاشقانه برآرد

2

تا به یکی بوسه خوش کند دل عاشق

زان دهن تنگ صد بهانه برآرد

3

گوشه نشینی براق عالم بالاست

بیضه پر و بال از آشیانه برآرد

4

هر که فرو برد سر به جیب تأمل

کشتی از این بحر بیکرانه برآرد

5

روزی برق است خرمنی چو صبحش

حاجت موری به یک دو دانه برآرد

6

غوطه به خون شفق دهند چو صبحش

هر که نفسهای بیغمانه برآرد

7

ترک کجی کن که تیرراست چو گردد

گرد به یک حمله از نشانه برآرد

8

دانه امید را چو خوشه پروین

از دل شب گریه شبانه برآرد

9

مطرب آتش نوای خامه صائب

از دوجهانت به یک ترانه برآرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور