Toggle stanza 1
خاکساری تا دلیل جان آگاه من است
1

خاکساری تا دلیل جان آگاه من است

می کند هموار هر چاهی که در راه من است

2

مشت بر خارا زدن، بازوی خود رنجاندن است

می کند با خویش بد هر کس که بدخواه من است

3

انتقام از دشمن عاجز به نیکی می کشم

می کنم سرسبز خاری را که در راه من است

4

خصم می پیچد به خویش از بردباری های من

این خروش سیل از دیوار کوتاه من است

5

بلبل از غیرت به خون من گواهی می دهد

ورنه هر برگی درین گلشن هواخواه من است

6

دشت مجنون آهنین پایی ندارد همچو من

دود از هر جا که برخیزد قدمتگاه من است

7

این جواب آن غزل صائب که می گوید کلیم

هر چه جانکاه است در این راه، دلخواه من است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…