آڈیو
Toggle stanza 1
جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم
1

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم

سفر آن بود که ما در قدم دل کردیم

2

دامن کعبه چه گرد از رخ ما پاک کند

ما که هر گام درین راه دو منزل کردیم

3

دست از آن زلف بدارید که ما بیکاران

عمر خود در سر یک عقده مشکل کردیم

4

باغبان بر رخ ما گو در بستان مگشا

ما تماشای گل از روزنه دل کردیم

5

هر چه جز یاد حق، از دامن دل افشاندیم

خاک در دیده اندیشه باطل کردیم

6

آسمان بود و زمین، پله شادی با غم

غم و شادی جهان را چو مقابل کردیم

7

دل ما مفت نشد مشرق انوار یقین

چشم را در سر روشنگری دل کردیم

8

ای معلم سر خود گیر که ما چون گرداب

قطع امید ز سر رشته ساحل کردیم

9

آه اگر در جگر تیغ گوارا نشود

مشت خونی که نثار ره قاتل کردیم

10

رفت در کار سخن عمر گرامی صائب

جز پشیمانی ازین کار چه حاصل کردیم

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور