Toggle stanza 1
جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
1
جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا
چهره زرّین می‌کند چون به، نمدپوشی ترا
2
حلقهٔ ذکرِ خدا گردد لبِ خاموشِ تو
گر شود توفیق از مردم فراموشی ترا
3
خانه‌داری، در گذارِ سیل لنگر‌کردن است
می‌شود حِصنِ سلامت، خانه‌بر‌دوشی ترا
4
هوشمندی می‌برد بیرون ترا از آب و گِل
می‌نماید صورتِ دیوار، بیهوشی ترا
5
گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه‌ای
می‌کند با صد زبان تلقینِ خاموشی ترا
6
غافلی چون رشته کز سیمین‌برانِ روزگار
رنجِ باریک است حاصل از هم‌آغوشی ترا
7
خنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدی
می‌گذارد چرخ بر طاقِ فراموشی ترا
8
آنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشی
بیش شد رعناییِ نفس از خشن‌پوشی ترا
9
هوشیاری زنگِ غفلت می‌برد صائب ز دل
دل سیه چون لاله می‌گردد ز می‌نوشی ترا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور