Toggle stanza 1
ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟
1

ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟

که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان

2

نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!

مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان

3

اگر در دامن محشر گنه این آبرو دارد

بسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان

4

صفا می بارد از آب گهر آیینه دولت

مهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان

5

به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائب

بگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور