Toggle stanza 1
صبح شد مطرب، قدح را پر کن از می زود باش
1

صبح شد مطرب، قدح را پر کن از می زود باش

از دم جان بخش جان کن در تن نی زود باش

2

می‌پرد گوش اجابت در هوای ناله‌ات

های‌هایی سر کن ای بیدرد، هی هی زود باش

3

این که می از خم به مینا می‌کنی، در جام کن

این دو منزل را یکی کن ای سبک‌پی زود باش

4

فیض از آیینه تاریک روگردان شود

صیقلی کن سینه را از ساغر می زود باش

5

ناله نی کشتی می را بود باد مراد

دور ساغر درگره افتاد ای نی زود باش

6

تا به خود جنبیده‌ای از دست فرصت رفته است

جام را پر، شیشه را خالی کن از می زود باش

7

بار غم در سینه مجنون نفس نگذاشته است

گر به صحرا می‌روی ای ناقه از حی زود باش

8

تا ندزدیده است مطرب دست را در آستین

گر بساط زندگانی می‌کنی طی زود باش

9

این جواب آن غزل صائب که می‌گوید و دود

ساقیا مصر قدح خالی است، هی هی زود باش

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…