غزل شمارهٔ 1815

آڈیو
Toggle stanza 1
مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
1

مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست

که زندگانی ده روزه زندگانی نیست

2

همان ز نامه و پیغام شاد می گردند

اگر چه دوستی اهل دل زبانی نیست

3

به چشم هر که سیه شد جهان ز رنج خمار

شراب تلخ کم از آب زندگانی نیست

4

ز شرم موی سفیدست هوشیاری من

وگرنه نشأه مستی کم از جوانی نیست

5

جدا بود شکر و شیر همچو روغن و آب

درین زمانه که آثار مهربانی نیست

6

ز صبح صادق پیری چه فیض خواهم برد؟

مرا که بهره به جز غفلت از جوانی نیست

7

به پای تن دل عاشق نمی کند جولان

نسیم مصر مقید به کاروانی نیست

8

برون میار سر از زیر بال خود صائب

که تنگنای فلک جای پرفشانی نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور