Toggle stanza 1
کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟
1

کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟

سرعاشق کمند وحدت از فتراک می دارد

2

ندارد پاک گوهر شکوه ای از تلخی دوران

صدف در سینه دریا دهن را پاک می دارد

3

مپرس از زاهدان خشک سر گوهر عرفان

که از دریا لب ساحل خس و خاشاک می دارد

4

زچوب خشک گردد شعله بیباک سرکش تر

کجا از دار پروا عاشق بیباک می دارد؟

5

لباس غنچه تنگی می کند بر خنده گلها

فلک دانسته اهل عشق را غمناک می دارد

6

ندارد زلف آن بیباک پروا از غبار خط

کجا اندیشه چشم شوخ دام از خاک می دارد؟

7

میفشان آستین بی نیازی برنواسنجی

که چون گل هر طرف چندین گریبان چاک می دارد

8

مکن زنهار تکلیف قبا دیوانه ما را

که عاشق از گریبان حلقه فتراک می دارد

9

به بخت تیره صائب صلح کن با نور آگاهی

که زنگ از بخت سبز آیینه ادراک می دارد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور