Toggle stanza 1
تابش برق و حیات مختصر باشد یکی
1

تابش برق و حیات مختصر باشد یکی

جلوه آغاز و انجام شرر باشد یکی

2

تلخی و شیرینی عالم به هم آمیخته است

نوش و نیش این جهان مختصر باشد یکی

3

در قناعت می شود هر ناگواری خوشگوار

خاک پیش مور قانع با شکر باشد یکی

4

دولت بیدار کوته دیدگان روزگار

با گرانخوابی به میزان نظر باشد یکی

5

خاکیان بی بصیرت بر زمین چسبیده اند

پیش طفلان مهره گل با گهر باشد یکی

6

با توکل فکر زاد راه کافر نعمتی است

توشه و زنار ما را بر کمر باشد یکی

7

هر چه از اندازه بیرون رفت دل را می گزد

خون فاسد در بدن با نیشتر باشد یکی

8

از گرانباری است کشتی را ز هر موجی خطر

ورنه بر کف ساحل و موج خطر باشد یکی

9

نیست از نازک خیالی قسمتم جز پیچ و تاب

رشته جان من و موی کمر باشد یکی

10

آخرت را جمع نتوان کرد با دنیای دون

خوشه را نشنیده ای صائب که سر باشد یکی؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور