غزل شمارهٔ 5276

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام
1

عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام

تخم انجم در زمین صبح می سوزد تمام

2

کام و ناکامی درین گلشن هم آغوش همند

بیشتر از فصلها در فصل گل باشد زُکام

3

فسق پیش من زطاعات ریایی بهترست

استخوان صد پیرهن باشد به از مغز حرام

4

تیرگی بیرون نرفت از دل به علم ظاهری

خانه را روشن نمی سازد چراغ پشت بام

5

ز انتقام حق کند ایمن عدوی خویش را

می کشد هرکوته اندیشی که از خصم انتقام

6

می توان آسان گسستن دامهای سست را

دل مخور گر کار دنیای تو باشد بی نظام

7

سالکی کز نور وحدت صیقلی شد دیده اش

می کند چون کعبه هر سنگ نشان را احترام

8

عالم روشن به چشم خویش می سازد سیاه

چون عقیق از سادگی هرکس کند تحصیل نام

9

از گرانسنگی پرستاران مودب می شوند

سجده پیش بت برهمن می کند جای سلام

10

چشم بد را ناتمامیهاست نیل چشم زخم

روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام

11

از طمع پیش خسان مگشا لب خواهش که نیست

تا لب گور این جراحت را امید التیام

12

اره با آهن دلی با نخل بارآور نکرد

انچه با عزلت گزینان می کند سین سلام

13

نفس چون مطلق عنان گردید طغیان می کند

سرکشی بارآورد چون نخل آب بی لجام

14

می شود کام سخنورتر ز شعر آبدار

سبز سازد تیغ اگراز آب خود صائب نیام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام

دور می‌گردد عرق تا می‌تراود در مشام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1955

سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشام

روز اول طعمه از جزو نگین‌ کرده‌ست نام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1956

عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام

آنچه می‌یابم به مینا می‌کنم تکلیف جام

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1957

جاه داری جاهل آسا در سر ای کامل مدام

جاهلت خوانم نه کامل چون تو را جاه است کام

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 16

عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام

مجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدام

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 309

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری، برقرار و بر دوام

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 21

می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1583

اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

فاشربوا من کاس خلد و اترکوا کل الطعام

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1780

انا دلادل ابنة الکرم لابناء الکرام

اجلب الراحة والراح لقلب المستهام

سعدیمواعظقصاید و قطعات عربیشعر 22 - وله ایضا

سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام

کز فلک از بهر تعظیمش فرود آمد کلام

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5277

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور