غزل شمارهٔ 1006
Toggle stanza 1گردش پرگار ما را حلقه مویی بس است
11
گردش پرگار ما را حلقه مویی بس است
مرکز سرگشتگی ها خال دلجویی بس است
22
نیست با آیینه روی حرف ما چون طوطیان
باعث گفتار ما چشم سخنگویی بس است
33
بند آهن بر سبکروحان گرانی می کند
گردن باریک ما را حلقه مویی بس است
44
سر به صحرا می دهد شوریدگان را ناله ای
یک جهان آهوی وحشت دیده را هویی بس است
55
مطلب آزادگان دست از دو عالم شستن است
همچو سرو از گلستان ما را لب جویی بس است

