غزل شمارهٔ 3668
Toggle stanza 1مرا به هر مژه ای اشک بی اثر چسبد
11
مرا به هر مژه ای اشک بی اثر چسبد
چو غرقه ای که به هر موجه خطر چسبد
22
کشیده است مرا عشق زیر بار غمی
که از تحمل آن کوه بر کمر چسبد
33
به دار، الفت منصور حجت خامی است
که میوه خام چو افتاد بر شجر چسبد
44
کسی که دست به زلف دراز او دارد
چرا به دامن این عمر مختصر چسبد؟
55
بغیر شهد خموشی کدام شیرینی است
که از حلاوت آن لب به یکدگر چسبد
66
میسرست چو اندیشه تو صائب را
چرا به دامن اندیشه دگر چسبد؟
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

