غزل شمارهٔ 5257
Toggle stanza 1مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
11
مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
که یک دو صبح بود شوخی ستاره گل
22
برآن سیاه گلیم است سیر باغ حلال
که همچو سوخته درگیرد از شراره گل
33
گلی که آفت پژمردگی نمی بیند
همان گل است که چینند از نظاره گل
44
چه خوشنماست ز معشوق شیوه عاشق
کباب کرد مرا جیب پاره پاره گل
55
برد ز هوش نگاهی لطیف طبعان را
ز یک پیاله بود مستی گذاره گل
66
دلیل عشق حقیقی است عشقهای مجاز
به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل
77
فغان که بلبل ما در نیافت از مستی
که یک کتاب سخن بود هر اشاره گل
88
نه شبنم است که از گوش گل چکد صائب
که شد ز ناله ما آب گوشواره گل
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

