Toggle stanza 1
مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
1

مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل

که یک دو صبح بود شوخی ستاره گل

2

برآن سیاه گلیم است سیر باغ حلال

که همچو سوخته درگیرد از شراره گل

3

گلی که آفت پژمردگی نمی بیند

همان گل است که چینند از نظاره گل

4

چه خوشنماست ز معشوق شیوه عاشق

کباب کرد مرا جیب پاره پاره گل

5

برد ز هوش نگاهی لطیف طبعان را

ز یک پیاله بود مستی گذاره گل

6

دلیل عشق حقیقی است عشقهای مجاز

به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل

7

فغان که بلبل ما در نیافت از مستی

که یک کتاب سخن بود هر اشاره گل

8

نه شبنم است که از گوش گل چکد صائب

که شد ز ناله ما آب گوشواره گل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور