Toggle stanza 1
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
1
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
2
افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکبار چو اوراق خزان رفت
3
ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت
4
شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت
5
بیقدری ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهی که شب قدر در او بود نهان، رفت
6
برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان
آن روز که این ماه مبارک ز میان رفت
7
تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت
8
با قامت چون تیر درین معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت
9
برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت
10
چون اشک غیوران به سراپرده مژگان
دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت
11
از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور