غزل شمارهٔ 6653
Toggle stanza 1می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
11
می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
تا سرم را زیر پای خوش خرام آورده ای
22
از عبادت بر قبول خلق اگر داری نظر
روی در بتخانه از بیت الحرام آورده ای
33
می کشی دست نوازش هر نفس بر دوش زلف
تا کدامین مرغ زیرک را به دام آورده ای
44
نیست از غیرت به هر کس عرض دادن بی حجاب
دختر رز را چو در عقد دوام آورده ای
55
دیده رغبت گر از دنیای دون پوشیده ای
در همین جا روی در دارالسلام آورده ای
66
آرزوی عمر جاویدان ترا صائب بجاست
بی غم از ایام اگر صبحی به شام آورده ای
77
تا به روی کار خط مشکفام آورده ای
یکقلم روشن سوادان را به دام آورده ای
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

