غزل شمارهٔ 2758
شاعر: صائب
Toggle stanza 1می به روی لاله رنگ یار می باید کشید
11
می به روی لاله رنگ یار می باید کشید
باده گلرنگ در گلزار می باید کشید
22
عالم آب از نسیمی می خورد بر یکدگر
در سرمستی نفس هشیار می باید کشید
33
صبح اگر نتوانی از مستی ز جا برخاستن
مد آهی از دل افگار می باید کشید
44
سینه دریای رحمت نیست جای دم زدن
رطل مالامال را یکبار می باید کشید
55
شیشه ناموس را بر طاق می باید گذاشت
بعد ازان پیمانه سرشار می باید کشید
66
جام چون خورشید می باید گرفت از ساقیان
بر زمین چون صبحدم دستار می باید کشید
77
تا مگر همرنگ روی او شود، خورشید را
از شفق خونابه بسیار می باید کشید
88
گرچه از دل یاد ما را سالها شد شسته است
می به یاد آن فرامشکار می باید کشید
99
باده های آسمانی را عروج دیگرست
می زجام لاله در کهسار می باید کشید
1010
آب از سرچشمه صائب لذت دیگر دهد
باده را در خانه خمار می باید کشید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

