غزل شمارهٔ 2217
Toggle stanza 1به که بر خود نبندد از دربان
11
به که بر خود نبندد از دربان
در دولت به هر که باز شده است
22
کرده تا روی خود به درگه حق
صائب از خلق بی نیاز شده است
33
خطش از خال حقه باز شده است
خالش از خط زبان دراز شده است
44
چون سپر روی چرخ پرچین است
گره از جبهه که باز شده است؟
55
صف مژگانش در زبان بازی است
گرچه چشمش به خواب ناز شده است
66
نیست یک دل گشاده، حیرانم
که در فیض بر که باز شده است
77
خط مشکین او که ابجد ماست
بوالهوس را خط جواز شده است
88
رو به دریا نهاده بی لنگر
بی حضور آن که در نماز شده است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

