Toggle stanza 1
اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
1

اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است

خوشه پروین ز رنج آسیا آسوده است

2

تا خط بغداد جامم هست در مد نظر

سبحه پندارم به خاک کربلا آسوده است

3

تا نیاید پا به سنگت، از وطن بیرون میا

دانه تا در خوشه است از آسیا آسوده است

4

ما چو خار از هر سر دیوار گردن می کشیم

شبنم گستاخ را بنگر کجا آسوده است

5

درع داودی است در راه طلب، افتادگی

از غم خار مغیلان نقش پا آسوده است

6

در حباب بحر اشک ما به چشم کم مبین

در ته هر قبه ای صد ناخدا آسوده است

7

تا تو گلبانگی ز لب صائب نمی آری برون

عندلیب باغ جنت ز نوا آسوده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور