غزل شمارهٔ 5953
شاعر: صائب
Toggle stanza 1حوصله وصل آن نگار ندارم
11
حوصله وصل آن نگار ندارم
دام به اندازه شکار ندارم
22
گوهر دریای بیکرانه عشقم
در صدف آسمان قرار ندارم
33
صحبت من در مذاق عشق گواراست
باده روحانیم خمار ندارم
44
شکوه تراوش نمی کند ز زبانم
آتش حل کرده ام شرار ندارم
55
موجه بی دست و پای قلزم شوقم
در سفر خویش اختیار ندارم
66
دست و دم سرد گشته است ز عالم
کار چو صائب به هیچ کار ندارم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

