غزل شمارهٔ 694

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ندرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
بادام تلخ نیست سزاوار قند را
1
بادام تلخ نیست سزاوار قند را
در کار غیر چند کنی نوشخند را؟
2
می زیردست خود نکند هوشمند را
پروای سیل نیست زمین بلند را
3
دوری دهد نتیجه شکایت ز سوز عشق
یک ناله دور کرد ز آتش سپند را
4
گر پسته را به قند نهفتند دیگران
در پسته کرد خط تو پوشیده قند را
5
زان زلف پر شکن مشو ایمن که می شود
از چین دراز، دست تعدی کمند را
6
شایسته نیست آیه رحمت به کافران
ضایع مکن به غیر، نگاه کشند را
7
ایمن ز شکوه لب خاموش ما مشو
کاین سیل تند، می گسلد زود بند را
8
چون نفس شد سلیم نگهبان دل شود
بیم از سگ شبان نبود گوسفند را
9
مهر از دهان بسته گشاید به روی گرم
آتش تهی کند ز فغان دل سپند را
10
خوش باش با شکستگی دل که عاقبت
پیدا شود ز چین، ید طولی کمند را
11
پیکان دهان خنده سوفار را نبست
فکر دل غمین نبود هرزه خند را
12
بیدار خون مرده به نشتر نمی شود
تأثیر نیست در دل بی درد پند را
13
دل می کشد ز زلف به خط بیشتر که هست
مار سیه، درازی شب دردمند را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور