Toggle stanza 1
صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
1

صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست

یک دو ساعت در گلستان عمر شبنم بیش نیست

2

گریه در دنبال خنده بیجای من

یک نفس خوشحالی دلهای بی غم بیش نیست

3

دعوی بیجا زبان تیغ می سازد دراز

مرغ بی هنگام را آوازه یک دم بیش نیست

4

زود از دنیا سبکروحان گرانی می برند

یک دو ساعت بار روح الله به مریم بیش نیست

5

چون خموشی را به صد رغبت نگیرد از هوا؟

رزق شمع از روشنی اشک دمادم بیش نیست

6

می شود روشن گهر را دل سیاه از اعتبار

از حکومت رو سیاهی رزق خاتم بیش نیست

7

آرزوی بوس و امید کنار از سادگی است

حاصل از خورشیدرویان چشم پر نم بیش نیست

8

چرخ کم فرصت به روشن گوهران باشد بخیل

خنده صبح جهان افروز یک دم بیش نیست

9

عیش شیرین نیست صائب رزق نزدیکان حق

آب تلخی در بساط چاه زمزم بیش نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور