غزل شمارهٔ 5402

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارشکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم
1

جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم

ساغری چون دولت بیدار در کارش کنم

2

قلب من شایسته سودای ماه مصر نیست

خرده جان را مگر صرف خریدارش کنم

3

چون توانم دامن افشاند از گل بی خار او

من که نتوانم ز پای خود برون خارش کنم

4

ره به آن موی میان بردن نمی آید ز من

رشته جان را مگر پیوند زنارش کنم

5

حسن بی پروا نمی گردد به عاشق مهربان

هرنفس از ناله گرمی چه آزارش کنم

6

باردوش هرکه گردم چون سبوی پرشراب

در تلافی از غم عالم سبکبارش کنم

7

رحم اگر مانع نمی گردید از جرات مرا

می توانستم به درد خود گرفتارش کنم

8

مورم اما گرسلیمان را گذار افتد به من

صائب از راه نصیحت حرف در کارش کنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور