Toggle stanza 1
طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
1
طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
بوسه تاراج کنم زان لب می نوش ترا
2
از پر و بال پریزاد خوش آیندترست
جلوه زلف پریشان به بر و دوش ترا
3
لب میگون نتوانست ترا کردن مست
نیست ممکن می لعلی برد از هوش ترا
4
خواهد از چشمه خورشید برآوردن گرد
گر چنین خط دمد از صبح بناگوش ترا
5
نیست لازم لب نازک به سخن رنجه کنی
چشم گویاست زبان لب خاموش ترا
6
نه چنان فصل بهار تو بود بر سر جوش
که دم سرد خزان افکند از جوش ترا
7
بود ممکن که تو بی رحم ز من یاد کنی
می توانستم اگر کرد فراموش ترا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور