Toggle stanza 1
جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
1

جوش غیرت می زند خون حنای پای تو

تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟

2

پنبه در گوش از صدای خنده گل می نهد

گوش هر کس آشنا شد با صدای پای تو

3

خوش نماید چون شراب لعل در جام بلور

عاشقان را در نظر رنگ حنای پای تو

4

گرچه باشد شمع کافوری به خوش ساقی علم

پای طاوس است نسبت به صفای پای تو

5

داغ دارد هاله مه را ز روشن دیدگی

حلقه خلخال از نور و ضیای پای تو

6

بس که در یک جا ز شوخی ها نمی گیری قرار

ساده باشد وادی امکان ز جای پای تو

7

خجلت روی زمین از تنگدستی می کشد

نقد جان را گر کند صائب فدای پای تو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور