Toggle stanza 1
حسنِ بی‌پروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟
1
حسنِ بی‌پروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟
برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چرا
2
بادهٔ پر‌زور، کارِ سنگ با مینا کند
مست را اندیشه از بندِ عسس باشد چرا
3
تا هوا ابر و چمن پُر گل بود، از زهدِ خشک
آدمی در چار‌دیوارِ قفس باشد چرا
4
دامنِ غواص پر گوهر شد از پاسِ نفس
اینقدر غافل کس از پاسِ نفس باشد چرا
5
تا به خاموشی توان سنگِ نشان‌گَشتن، کسی
در قطار هرزهٔ نالان چون جَرَس باشد چرا
6
تا کسی دریا تواند گشتن از ترکِ هوا
چون حبابِ پوچ در بندِ نفس باشد چرا
7
آن که کوهِ قاف چون عنقا بود یک لقمه‌اش
بر سرِ خوان‌ها طُفیلی چون مگس باشد چرا
8
این جوابِ آن غزل صائب که می گوید حکیم
تا نفس باشد، کسی بی‌همنفس باشد چرا؟

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور