Toggle stanza 1
آه سرم در تو ای آتش عنان خواهد گرفت
1

آه سرم در تو ای آتش عنان خواهد گرفت

خون بلبل را خوان از گلستان خواهد گرفت

2

شعله حسن جهانسوزت فرو خواهد نشست

لاله ات را داغ حسرت در میان خواهد گرفت

3

سنبل زلفت ز یکدیگر پریشان می شود

هر گرفتاری به شاخی آشیان خواهد گرفت

4

سرمه آشوب خواهد ریخت از مژگان تو

ماه نو از دست ابرویت کمان خواهد گرفت

5

ملک حسنت را کز آن صبح تجلی گوشه ای است

لشکر خط قیروان تا قیروان خواهد گرفت

6

شعله واسوختن از سینه ها سر می کشد

آتش بیتابیت در مغز جان خواهد گرفت

7

بوسه دندان تغافل بر جگر خواهد نهاد

سجده احرام سفر زان آستان خواهد گرفت

8

رنگ ریزی های پی در پی تماشاکردنی است

در گلستانت دم سرد خزان خواهد گرفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور