غزل شمارهٔ 6487
شاعر: صائب
Toggle stanza 1تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
11
تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
تیغ اگر چون موج بارد بر سرت از جا مشو
22
آفت شهرت ندارد خلوت در انجمن
بهر شهرت گوشه گیر از خلق چون عنقا مشو
33
بر رخ هر کس که نگشاید ازو دل چون نسیم
در گلستان جهان چون غنچه گل وا مشو
44
موج دریا را حجاب دیدن ساحل مکن
در میان کار دنیا غافل از عقبی مشو
55
می توان تا گشت باغ دلگشا اطفال را
همچو مجنون گردباد دامن صحرا مشو
66
چون به احسان می توان آزادگان را بنده کرد
از بخیلی بنده سیم و زر دنیا مشو
77
دولت از دست دعا دارد حصار عافیت
در بزرگی غافل از دریوزه دلها مشو
88
قطره در گوهر ز موج انقلاب آسوده است
مرد طوفان حوادث نیستی دریا مشو
99
رشته مریم چه باشد تا ز هم نتوان گسیخت؟
پای بند رشته آمال چون عیسی مشو
1010
صائب از شبگیر راه دور کوته می شود
پای خواب آلوده این دامن صحرا مشو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

