غزل شمارهٔ 787
شاعر: صائب
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: یدهاستخونما
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما
11
بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما
چون داغ لاله عشق مکیده است خون ما
22
ای تیغ لب مدزد که از شوق بوسه ات
چندین حجاب پوست دریده است خون ما
33
مشکل که سر ز خاک خجالت برآورد
خنجر به روی تیغ کشیده است خون ما
44
از خارزار نیشتر اندیشه کی کند؟
در شاهراه تیغ دویده است خون ما
55
چون شمع صبحگاهی و چون لاله سحر
هرگز به قیمتی نرسیده است خون ما
66
چون روز در قلمرو مژگان برآورد؟
از تیغ او امید بریده است خون ما
77
صائب هزار لاله سیراب سر زده است
بر هر گل زمین که چکیده است خون ما

