غزل شمارهٔ 634

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
1
لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
خط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را
2
لب عقیق به دندان گرفته است سهیل
ز دور دیده مگر سیب آن زنخدان را؟
3
به آستین، سر اشکم فرو نمی آید
کفن ز اطلس خون بس بود شهیدان را
4
بشوی نقش وطن را به رود نیل از دل
که نیست آب مروت به چشم، اخوان را
5
جنون عشق ز فولاد پنجه دارد و من
به تار اشک رفو می کنم گریبان را
6
هر آنچه داده قسمت بود روان پیش آر
گران مکن به دل خود قدوم مهمان را
7
صفیر خامه صائب بلند چون گردید
نشست شعله آواز، عندلیبان را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را

ازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 107

به مصر و شام که گیرند وقف را به تمام

قضات اگر چه نباشند مستحق آن را

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 1

به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم

که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 3

به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را

بس است آب دهن آسیای دندان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 631

احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را

گرفت خیل پری در میان سلیمان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 632

بهار شد که ببندند در گلستان را

شکوفه پنبه شود گوش باغبانان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 633

ببین به دور لبش خط عنبرافشان را

که چون شراب برون داده راز پنهان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 635

بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را

که سهم شیر نگهبان بود نیستان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 636

ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را

که چشم شیر نگهبان بود نیستان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 637

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور