Toggle stanza 1
در جسم خاکسار مرا جان سوخته
1

در جسم خاکسار مرا جان سوخته

باشد سفال تشنه و ریحان سوخته

2

چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را

تر می کنم به خون جگر نان سوخته

3

تخمی که سوخت سبز نگردد ز نوبهار

از می چگونه تازه شود جان سوخته؟

4

خیزد نفس ز سینه گرمم به رنگ آه

خاکسترست گرد بیابان سوخته

5

از مرگ فارغند حریفان پاکباز

آتش چه می کند به نیستان سوخته؟

6

از خاک پای سوختگان است سرمه ام

بینایی شرر بود از جان سوخته

7

چون داغ لاله است زمین گیر آه من

از دل به لب نمی رسد افغان سوخته

8

جان تازه شد ز سینه بی آرزو مرا

گلزار رهروست بیابان سوخته

9

صائب ز خوان نعمت الوان نوبهار

قانع شدم چو لاله به یک نان سوخته

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور