غزل شمارهٔ 1701
شاعر: صائب
Toggle stanza 1به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
11
به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
خزان من چو حنا با بهار نزدیک است
22
یکی است چشم فرو بستن و گشادن من
به مرگ، زندگیم چون شرار نزدیک است
33
به چشم کم منگر جسم خاکسار مرا
که این غبار به دامان یار نزدیک است
44
چه غم ز دوری راه است بیقراران را؟
به موجهای سبکرو کنار نزدیک است
55
به آفتاب رسید از کنار گل شبنم
به وصل، دیده شب زنده دار نزدیک است
66
ز یاسمین تو بوی بنفشه می شنوم
مگر دمیدن خط زان عذار نزدیک است؟
77
شود به دور خط امید وصل روزافزون
به صبحدم شب فصل بهار نزدیک است
88
به خون من مشو آلوده کز کهنسالی
به سوختن جگرم چون چنار نزدیک است
99
چو سوخت تشنه لبی دانه مرا صائب
چه سود ازین که به من نوبهار نزدیک است؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آڈیو
0:000:00
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

