غزل شمارهٔ 1701

آڈیو
Toggle stanza 1
به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
1

به غم نشاط من خاکسار نزدیک است

خزان من چو حنا با بهار نزدیک است

2

یکی است چشم فرو بستن و گشادن من

به مرگ، زندگیم چون شرار نزدیک است

3

به چشم کم منگر جسم خاکسار مرا

که این غبار به دامان یار نزدیک است

4

چه غم ز دوری راه است بیقراران را؟

به موجهای سبکرو کنار نزدیک است

5

به آفتاب رسید از کنار گل شبنم

به وصل، دیده شب زنده دار نزدیک است

6

ز یاسمین تو بوی بنفشه می شنوم

مگر دمیدن خط زان عذار نزدیک است؟

7

شود به دور خط امید وصل روزافزون

به صبحدم شب فصل بهار نزدیک است

8

به خون من مشو آلوده کز کهنسالی

به سوختن جگرم چون چنار نزدیک است

9

چو سوخت تشنه لبی دانه مرا صائب

چه سود ازین که به من نوبهار نزدیک است؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور