آڈیو
Toggle stanza 1
مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
1

مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است

چون نبض، زندگانی ما در تپیدن است

2

در شاهراه عشق ز افتادگی مترس

کز پا فتادن تو به منزل رسیدن است

3

بر سینه گشاده ما دست رد خلق

بر روی بحر، پنجه خونین کشیدن است

4

تسلیم شو که زخم نمایان عشق را

گر هست بخیه ای، لب خود را گزیدن است

5

روزی طمع ز کلک تهی مغز داشتن

انگشت خود به وقت ضرورت مکیدن است

6

از قاصدان شنیدن پیغام دوستان

گل را به دست دیگری از باغ چیدن است

7

نومیدیی که مژده امید می دهد

از روی ناز نامه عاشق دریدن است

8

امید چرب نرمی ازین خشک طینتان

روغن ز ریگ و آب ز آهن کشیدن است

9

نتوان به کنه قطره رسیدن میان بحر

تنها شدن ز خلق، به خود وارسیدن است

10

چون شیر مادرست مهیا اگر چه رزق

این جهد و کوشش تو به جای مکیدن است

11

صائب ز اهل عقل شنیدن حدیث عشق

اوصاف یوسف از لب اخوان شنیدن است

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور