غزل شمارهٔ 5854
Toggle stanza 1چندین کتاب در گرو باده کرده ایم
11
چندین کتاب در گرو باده کرده ایم
تا از غبار، صفحه دل ساده کرده ایم
22
امروز نیست دست سبو زیر بار ما
دایم مدد به مردم افتاده کرده ایم
33
از ترکتاز حادثه از جا نمی رویم
بر گرد خود حصار، خم باده کرده ایم
44
در آفتاب زرد خزان خنده می زنیم
خود را چو سرو از ثمر آزاده کرده ایم
55
دشمن ز سنگ خاره اگر ساخته است دل
ما هم ز شیشه جوشنی آماده کرده ایم
66
راز دو کون در نظر ما دو عینک است
تا همچو آبگینه ورق ساده کرده ایم
77
صائب به طرف جبهه ما نیست چین منع
ما قفل خانه از دل بگشاده کرده ایم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

