غزل شمارهٔ 819
Toggle stanza 1در قلزم می همچو حباب است دل ما
11
در قلزم می همچو حباب است دل ما
از خانه به دوشان شراب است دل ما
22
موقوف نسیمی است ز هم ریختن ما
چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
33
سطری است ز پیشانی ما راز دو عالم
بی پرده تر از عالم آب است دل ما
44
از جنبش مهدست گرانخوابی اطفال
از گردش افلاک به خواب است دل ما
55
چون تیغ برهنه است چو افتد به سرش کار
هر چند که در زیر نقاب است دل ما
66
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تویی در چه حساب است دل ما
77
هر چند که در هر چمن آتش نفسی هست
صائب ز نوای تو کباب است دل ما
زمین

