غزل شمارهٔ 4091

آڈیو
Toggle stanza 1
هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد
1

هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد

هر تشنه‌لب به چشمه حیوان نمی‌رسد

2

آه من است در دل شب‌های انتظار

طومار شکوه‌ای که به پایان نمی‌رسد

3

عاشق کجا و بوسه آن لعل آبدار

آب گهر به خار مغیلان نمی‌رسد

4

از جوش عاشقان نشود تنگ خلق عشق

تنگی ز کاروان به بیابان نمی‌رسد

5

کارم به مرگ نخواهد گذاشت عشق

این کشتی شکسته به طوفان نمی‌رسد

6

در کشوری که پاره دل خرج می‌شود

انگشتری به داد سلیمان نمی‌رسد

7

وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار

دایم نسیم مصر به کنعان نمی‌رسد

8

کوتاهی از من است نه از سرو ناز من

دست ز کار رفته به دامان نمی‌رسد

9

هرچند صبح عید ز دل زنگ می‌برد

صائب به فیض چاک گریبان نمی‌رسد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور